خرید بک لینک
میخواستم یک رود باشم؛ رود!هر لحظه نجوایم تو باشی تو یک چشمه از زیباییات باشممفهوم و معنایم تو باشی تو جاری شدم در دشت آغوشتاز عطر و زیباییت جان گیرمدیدم تو هماحساس من هستیدر بهترین مفهوم و تعبیرم م

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

مثل یک پرندهی شکاریامتا مرا به سینه میفشاریامبا تمام روح وحشیام تو رامیکِشم به سمت بیقراریام میبرم به آشیانهای که نیستبس که میشود تو را عجیب زیستدر کنار من همیشگی بمانتا همیشه در کنار من با

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

درخت سُرخم و از من شراب میریزدز شاخه شاخهی من پیچ و تاب میریزد چقدر میوهی آتش رسیده بر جانماگر مرا بتکانی عذاب میریزد به جای برگ، تنم تکه تکه پاییز استکه زرد و سرخ و پر از التهاب میریزد مسیر ریش

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

مانند بهاری؛ تب رویش داری

از شور شکوفایی و گل سرشاری

یادت نرود آتش پاییز,م من

دیوانه! به این مَرد قدم مگذاری

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

فصلی که به شکل سیب و باران باشد

نارنجی و سرخ و زرد و الوان باشد

از بس که قشنگ است دلم میخواهد

پاییز تولد درختان باشد

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

از تو باید نوشت اما منرنگ تردید شکل ابهامماز خودم حرف میزنم با تومثل یک صخره، سخت آرامم از تو باید نوشت اما توموج برگشتهای از این ساحلرفته در عمق عمق اقیانوسغرق در جستجوی بیحاصل از تو آنقدر ناامیدم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:06

صفحه بندی